اينجا سرزمين تاراست. دختري که عاشقه و عاشقي رو دوست داره. سرزمين تارا سرزمين تمام عاشقاست. روح من اينجا حس ميشه. من از ديار گرم و پر مهر "خوزستان"مي يام. دوست دارم مهتاب باشم تا همه ي ستاره هاي سرزمينم از وجودم بهره مند بشن.مهتابي که حضورش توي آسمون تاريک مث يه بهونه واسه روشنايي هاست. «ماه خوشبختي مشترک همه ي بي ستاره هاست.» مي خوام افسانه اي باشم که پايان نداره. افسانه اي که بودنش سرود زندگيست؛ در گوش آدمکان، سرودي که با خود دلپذيرترين لحظات رو داره همنوا با اين سرود مي شوي آيا ؟... حضورت توي سرزمين من باعث افتخار منه. مي دوني! دلم مي خواد به ياد موندني باشم هر وقت اومدي گوشه اي از عاشقانه هام تقديم به چشاي مهربونت.